در آستانه یک نام که هنوز گرم است
وقتی از «سالروز شهادت اَشو زرتشت» حرف می زنیم، درواقع پا می گذاریم روی مرز باریکی میان تاریخ، اسطوره، حافظه جمعی، و تجربه زنده یک سنت دینی. زرتشت برای بسیاری از ایرانیان فقط یک پیامبر کهن نیست؛ او یک نقطه عطف است. نامی که هر بار تکرار می شود، پرسشی تازه هم با خود می آورد: حقیقت چیست، خیر کدام است، و انسان چگونه باید زندگی کند تا شایسته نام انسان باشد؟
در زبان و جهان بینی زرتشتی، واژه «اَشو» یا «اَشَوَن» به کسی گفته می شود که با «اَشا» هم راستاست. اَشا یعنی راستی، نظم اخلاقی، قانونِ روشنِ جهان و راهِ درست. پس «اَشو زرتشت» فقط یک لقب ستایشی نیست؛ اعلام یک معیار است: معیار انسانِ راست کردار و راست اندیش. شاید همین معیار است که باعث می شود برخی او را «ابر انسان» بنامند؛ نه به معنای افسانه ای یا نژادی، بلکه به معنای انسانی که از سطح عادت ها و ترس ها عبور می کند و اخلاق را به یک پروژه جدی تبدیل می کند.

زرتشت کیست و چرا روایت او هنوز موضوع امروز ماست
زرتشت در سنت زرتشتی پیام آورِ مزداپرستی و آموزگارِ راهی است که ستون هایش روی سه اصل معروف می ایستد: اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک. این سه اصل، به ظاهر ساده اند؛ اما اگر دقیق نگاه کنیم، یک نظام کامل برای ساختن انسان و جامعه می سازند. اندیشه نیک یعنی مسئولیت پذیری ذهن، یعنی مراقبت از آنچه در سر می پرورانیم. گفتار نیک یعنی اخلاقِ زبان، یعنی کلمه به عنوان کنش. کردار نیک یعنی اخلاقِ عمل، یعنی خیر را از سطح نیت به سطح واقعیت بردن.
در دل این نگاه، انسان موجودی منفعل نیست که فقط سرنوشتش را تحمل کند. انسان، شریکِ اخلاقیِ جهان است. زرتشت به انسان می گوید جهانِ بهتر، از انتخاب های بهتر ساخته می شود. این پیام، برای هر زمانه ای تازه است؛ چون هر زمانه ای دوباره با همان پرسش روبه رو می شود: اگر همه چیز پیچیده است، تکلیف راستی و خیر چیست؟
جهانِ پیش از زرتشت؛ چرا «اصلاح» لازم شد
برای فهمیدن جایگاه زرتشت باید بدانیم او در چه فضایی ظهور کرد. ایرانِ باستان، مجموعه ای از باورهای آیینی و سنت های دینی متنوع داشت. نیروهای طبیعت، ایزدان گوناگون، آیین های قربانی، و مناسک قبیله ای، در زندگی مردم حضور پررنگ داشت. در چنین فضایی، زرتشت با یک حرکت مهم شناخته می شود: او اخلاق را به مرکز دین آورد و از انسان خواست در برابر انتخاب هایش پاسخگو باشد.
نکته مهم برای خواننده امروز
اگر دین فقط مجموعه ای از مراسم باشد، ممکن است انسان با انجام آیین ها احساس آرامش کند، اما اخلاقش تغییر نکند. زرتشت دقیقا همین نقطه را هدف می گیرد: ایمان اگر به راستی، عدالت، و خیر نرسد، ناقص است. این رویکرد، حتی بیرون از دین هم معنا دارد؛ چون یک دعوت عمومی است به مسئولیت پذیری اخلاقی.

هسته پیام زرتشت؛ اَشا، خرد، و انتخاب
در متون کهن زرتشتی، اَشا فقط یک «راستگویی» ساده نیست. اَشا یعنی هماهنگی با حقیقت. یعنی زندگی کردن به گونه ای که دروغ، ستم، فریب، و بی عدالتی در آن جایی نداشته باشد. در برابر اَشا، مفهوم «دروغ» یا «دروَج» قرار می گیرد که فقط دروغ لفظی نیست؛ هر چیزی که نظم اخلاقی را به هم بزند در قلمرو دروغ قرار می گیرد.
اهورامزدا و جایگاه خرد
در نگاه زرتشتی، اهورامزدا با خرد و دانایی پیوند خورده است. بنابراین ایمان کور نیست. باور، باید از مسیر فهم عبور کند. به همین دلیل است که در بسیاری از توضیح های سنتی و پژوهشی، روی این نکته تاکید می شود که پیام زرتشت به نوعی اخلاق عقلانی نزدیک است.
آزادی انتخاب و مسئولیت
یکی از جذاب ترین بخش های این جهان بینی برای انسان امروز، تاکید بر انتخاب است. انسان در این نگاه، مجبورِ مطلق نیست. او دعوت می شود که انتخاب کند، و بعد بارِ انتخابش را هم به دوش بکشد. این همان جایی است که «ابر انسان» بودن معنای اخلاقی پیدا می کند: کسی که انتخاب را جدی می گیرد و از زیر بار مسئولیت فرار نمی کند.
زندگی زرتشت؛ میان تاریخ و سنت
درباره جزئیات زندگی زرتشت، اختلاف نظرهای تاریخی و پژوهشی بسیار است. پژوهشگران درباره زمان دقیق زندگی او اتفاق نظر ندارند و فاصله های زمانی گوناگون مطرح شده است. اما در سنت زرتشتی، خطوط اصلی روایت روشن تر است: زرتشت پیام خود را دریافت می کند، با مخالفت روبه رو می شود، و در نهایت با پشتیبانی و پذیرش یک حاکم یا دربار، امکان گسترش آموزه هایش را پیدا می کند.
ویشتاسپ و نقطه چرخش اجتماعی
در روایت های سنتی، پشتیبانی ویشتاسپ به عنوان نقطه ای مهم در گسترش دین زرتشتی دیده می شود. از این پس پیام، از سطح فردی و محلی فراتر می رود و به یک جریان اجتماعی بدل می شود.
گاتاها و صدای شخصی زرتشت
آنچه برای بسیاری از علاقه مندان جذاب است، این است که بخشی از متون کهن زرتشتی، حال و هوای شخصی و دعاگونه دارد. خواننده احساس می کند با صدای یک انسان روبه روست، انسانی که با جهان، با اخلاق، با حقیقت، و با رنجِ دعوت به خیر درگیر است. همین «انسانی بودن» است که او را از یک تصویر دور و دست نیافتنی جدا می کند و به زندگی نزدیک می سازد.
سالروز درگذشت یا شهادت؛ چرا این موضوع پیچیده است
وقتی گفته می شود «شهادت زرتشت»، باید دقیق بود. در سنت زرتشتی، تاکید اصلی بر «یادبود» و «گرامیداشت» است و مفهوم سوگواری به معنای رایج در بسیاری از فرهنگ ها، جایگاه مرکزی ندارد. در عین حال، درباره چگونگی درگذشت زرتشت روایت های گوناگونی نقل شده است: از درگذشت طبیعی در پیری تا روایت هایی که از کشته شدن او در هنگام نیایش سخن می گویند. نکته کلیدی این است که در خود اوستا، گزارشی مستقیم از مرگ زرتشت وجود ندارد و بسیاری از جزئیات، از متون متاخرتر یا روایت های حماسی و سنتی آمده است.
سنِ نمادین و عددی که تکرار می شود
در برخی متون پهلوی و گزارش های سنتی، گفته می شود زرتشت در ۷۷ سال و ۴۰ روزگی از جهان می رود. این عدد، برای پیروان می تواند جنبه معنایی هم داشته باشد، اما به هر حال نشان می دهد سنت، برای این رویداد چارچوب زمانی مشخصی ساخته است.
بلخ، آتشکده، و روایتِ قتل
در روایت های متاخر و همچنین در بعضی بازگویی های حماسی، داستانی دیده می شود که زرتشت در جریان حمله دشمنان و هنگام نیایش در بلخ کشته می شود. این روایت در فرهنگ عمومی امروز، زمینه ای می سازد که برخی از تعبیر «شهادت» استفاده کنند؛ یعنی مرگی که با تقدس، پیام، و ایستادگی گره خورده است.
پس اگر بخواهیم دقیق و منصفانه بنویسیم، بهتر است بگوییم: «سالروز یادبود درگذشت زرتشت» یا «سالروز گرامیداشت درگذشت زرتشت»، و سپس توضیح بدهیم که در زبان فارسی معاصر و در برخی روایت های سنتی، از تعبیر «شهادت» هم استفاده می شود.

زرتشت نو دیسو؛ روز یادبود چگونه معنا پیدا می کند
در سنت زرتشتی، روز یادبود درگذشت زرتشت با نام «زرتشت نو دیسو» شناخته می شود. این روز، در تقویم دینی زرتشتی به عنوان یادبود درگذشت پیامبر گرامی داشته می شود و در بسیاری از جوامع زرتشتی با حضور در آتشکده، نیایش، و گفت وگو درباره زندگی و پیام او همراه است.
زمان برگزاری و تفاوت تقویم ها
در برخی تقویم های رایج زرتشتی، این یادبود در روز «خُرشید» از ماه «دی» قرار می گیرد و در تقویم فصلی، اغلب با حوالی ۲۶ دسامبر هم زمان می شود. با این حال، چون گونه های مختلفی از گاهشماری زرتشتی وجود دارد و همسان سازی آن با تقویم رسمی کشورها همیشه یکسان نیست، ممکن است تاریخ دقیق در جوامع مختلف کمی جابه جا دیده شود.
یادبود به جای ماتم
در بسیاری از توضیح های مربوط به این روز، تاکید می شود که تمرکز بر یادآوری، سپاسگزاری، و اندیشیدن دوباره به پیام زرتشت است، نه فرو رفتن در اندوه. این تفاوتِ ظریف، نکته ای مهم برای فهم روح زرتشتی است: مرگ، پایان رابطه با حقیقت نیست؛ فرصتی است برای تعهد دوباره به اَشا.
اگر زرتشت امروز زنده بود، چه چیزهایی را جدی می گرفت
این پرسش تخیلی است، اما کمک می کند پیام را از موزه بیرون بیاوریم و وارد زندگی کنیم.
اخلاقِ حقیقت در عصر اطلاعات
در روزگاری که خبرهای جعلی، بزرگ نمایی، تحریف، و تبلیغات فریبنده فراوان است، اَشا می تواند یک معیار روشن باشد: حقیقت را دوست داشته باش، حتی وقتی به ضررت است. این فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک راهبرد برای سلامت اجتماعی است.
مسئولیت فردی در برابر جمع
زرتشت روی مسئولیت فردی تاکید می کند، اما فردگراییِ بی تعهد نمی سازد. فرد مسئول، جامعه را هم بالا می برد. پس اگر کسی می خواهد به پیام زرتشت نزدیک شود، باید بپرسد: امروز کدام انتخاب من، سهمی در بهتر شدن جهان دارد؟
پرهیز از تقدس سازیِ بی عمل
شاید مهم ترین خطر برای هر چهره بزرگ تاریخی این باشد که تبدیل به یک نماد بی خطر شود. نمادی که دوستش داریم، اما از او چیزی یاد نمی گیریم. زرتشت اگر فقط به قابِ احترام محدود شود، روح پیامش خاموش می شود. پیام او، تمرین روزانه است: تمرین اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک.
چند برداشت نادرست رایج و توضیح ساده آن ها
زرتشتی گری یعنی آتش پرستی؟
در نگاه زرتشتی، آتش موضوع پرستش نیست؛ آتش نماد روشنایی، پاکی، و حضور حقیقت است. احترام به آتش به معنای احترام به نور و پاکی است.
دوگانه خیر و شر یعنی دو خدا؟
برداشت های عامیانه گاهی این تصور را می سازد که گویی دو خدا وجود دارد. اما در بسیاری از توضیح های الهیاتی و سنتی، تاکید می شود که خیر به اهورامزدا نسبت داده می شود و شر در جایگاه نیروی ویرانگر و ضد اَشا فهم می شود، نه به عنوان خدایی هم رتبه.
این سنت فقط متعلق به گذشته است؟
اگر پیام فقط در گذشته معنا داشت، امروز کسی درباره آن نمی نوشت. ارزش یک سنت اخلاقی در این است که بتواند در زمانه های جدید، پرسش های جدید را پاسخ دهد. زرتشت در مرکز پیامش، انسان را می گذارد و از او می خواهد انسان باشد.

زرتشت و میراث ایرانی؛ از زبان تا فرهنگ
در فرهنگ ایرانی، رد پای زرتشتی فقط در دین خلاصه نمی شود. بخش مهمی از زبان، آیین های پاکیزگی، احترام به نور، جشن های فصلی، و حتی نوع نگاه به «راستی» و «دروغ» در حافظه تاریخی ایرانیان، با این سنت گره خورده است.
جشن و یادبود در کنار هم
جالب است بدانیم در تقویم زرتشتی، هم جشن های شادی آور وجود دارد و هم روزهای یادبود. این ترکیب، یک پیام فرهنگی دارد: زندگی فقط سوگ نیست و فقط جشن هم نیست؛ زندگی، تعادل میان یادآوری و امید است. برای نمونه، جشن «خرداد سال» به عنوان یادبود زادروز زرتشت در بسیاری از جوامع زرتشتی گرامی داشته می شود و در برخی گاهشماری ها با حوالی اواخر مارس هم زمان می شود.
چرا گرامیداشت سالروز درگذشت زرتشت می تواند برای همه ایرانیان معنا داشته باشد
حتی اگر کسی پیرو دین زرتشتی نباشد، گرامیداشت زرتشت می تواند یک معنای فرهنگی و اخلاقی داشته باشد. این گرامیداشت، فرصتی است برای بازگشت به چند ارزش بنیادی:
راستی به عنوان سرمایه اجتماعی
جامعه ای که راستی در آن ارزان شود، اعتماد در آن می میرد. پیام زرتشت، دفاع از اعتماد است.
پاکی به عنوان نظم زندگی
پاکی فقط به معنای آیینی نیست. پاکی یعنی شفافیت در روابط، صداقت در کار، و پرهیز از آلوده کردنِ زندگی دیگران با ظلم و فریب.
مسئولیت به جای بهانه
در هر دوره ای، بهانه های تازه ای برای فرار از مسئولیت پیدا می شود. اما اخلاق، همیشه یک جمله ثابت دارد: انتخاب کردی، پس پاسخگو هم باش.
هدیه های ماندگار برای بزرگداشت روز یادبود
در بسیاری از فرهنگ ها، در روزهای یادبودِ شخصیت های بزرگ، مردم به سراغ نشانه هایی می روند که هم جنبه زیبایی شناختی داشته باشد و هم یادآور ارزش ها باشد. انتخاب یک هدیه ماندگار، می تواند تبدیل شود به یک یادآوری روزانه از راستی، روشنایی، و معنویت.
در همین راستا، مجموعه ای از آثار طلاکوب و ورق طلای ۲۴ عیار مارک گلد، همراه با گارانتی و شناسنامه اصالت کالا، می تواند برای کسانی که به آثار معنوی و الهام بخش علاقه دارند، انتخابی ارزشمند باشد:
-
تابلو روکش طلا رقص سماع
سالروز شهادت اشو زرتشت را با نگاهی دقیق و ساده بشناسید از مفهوم اشا و پیام اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک تا زرتشت نو دیسو و تفاوت روایت تاریخی و سنتی درباره درگذشت زرتشت.