سپندارمذگان چیست؟ روز عشق ایرانی و بزرگداشت مقام زن در فرهنگ ایران باستان

سپندارمذگان چیست؟ روز عشق ایرانی و بزرگداشت مقام زن در فرهنگ ایران باستان
سپندارمذگان، جشن باستانی ایرانیان در پنجم اسفند، روز بزرگداشت عشق، زمین و مقام زن است. در این روز مردان با اهدای هدیه به زنان، از محبت و نقش بی‌بدیل آن‌ها در زندگی قدردانی می‌کردند. سپندارمذگان نماد اصیل فرهنگ ایرانی در پاسداشت عشق و احترام به زنان است

 

در سرزمینی که خورشید هر سحرگاه، چون نگینی بر انگشت زمان می‌درخشد و نسیم، نجوای عاشقانه‌ی شاعران را از سده‌های دور با خود به امروز می‌آورد، روزی هست که نه‌تنها از جنس تقویم است، بلکه از تبار عشق و احترام، از جوهر خاک و روح زنانه‌ی هستی است.
روزی که زمین، مادر تمام مهرها، در ستایش لطافت و پایداری زن، قامت راست می‌کند و آسمان، با چشمانی از جنس نور، به عظمت زن ایرانی می‌نگرد.

این روز، سپندارمذگان است؛
روز زمین، روز عشق، و روز زن در فرهنگ باستانی ما.
سپندارمذگان، یا به‌بیانی ژرف‌تر، «روز مهرورزی ایرانی»، نمادی‌ست از پیوند جاودان میان انسان، طبیعت و عشق پاک. در این روز، سپندارمذ ایزدبانوی زمین، بردباری و عشق بی‌چشم‌داشت – گرامی داشته می‌شود. او نه‌تنها حامی زمین و باروری است، بلکه نگهبان جان زنانی است که در سکوت، عشق می‌ورزند و جهان را می‌پرورند.

در روزگار هخامنشیان، در تقویم زرتشتی، هرگاه نام روز و ماه یکی می‌شد، آن روز را جشن می‌گرفتند. روز پنجم از ماه اسفند، که نامش با ایزد سپندارمذ یکی می‌شود، روزی‌ست ویژه برای گرامیداشت مقام زن و عشق. بر خلاف برداشت‌های سطحی امروزی، سپندارمذگان صرفاً یک روز عاشقانه نبود، بلکه آیینی ژرف برای یادآوری نقش زن به‌عنوان مظهر زندگی، صبر، و عشق بی‌پایان در جامعه ایرانی بود.

در متون کهن، زن ایرانی را نه صرفاً مادر یا همسر، بلکه نگهبان خرد و مهربانی می‌دانستند؛ کسی که با لبخندش جنگ را خاموش می‌کرد و با نگاهش، جان تازه‌ای به دل خسته‌ی مردان می‌بخشید. سپندارمذگان، روزی بود که مردان، با پیشکش گل و هدیه و احترام، به مقام زن در زندگی خود تعظیم می‌کردند. عشقی که در این روز تجلی می‌یافت، نه از جنس خواهش، بلکه از تبار ستایش بود.

سپندارمذگان، برخلاف سنت‌های وارداتی و تجاری‌شده‌ی غربی، یادگار تمدنی‌ست که عشق را با حیا و وقار، با احترام و آرامش می‌آمیخت. در این روز، مردان برای زنان هدیه می‌خریدند، زمین را می‌بوسیدند، و پیمان می‌بستند که نه با زبان، بلکه با عمل، عاشق باشند؛ عاشق‌تر از دیروز، وفادارتر از همیشه.

این جشن نه‌تنها بازتابی از هویت فرهنگی ماست، بلکه پیامی‌ست برای نسل امروز:
که عشق، اگر بی‌ریشه باشد، چونان برگی‌ست در باد؛
اما اگر در خاک احترام و مهر کاشته شود، درختی‌ست ماندگار، که نسل‌ها در سایه‌اش آرام می‌گیرند.

سپندارمذگان، به ما یادآوری می‌کند که زن، همان زمین مقدسی‌ست که اگر به احترام قدم در آن نگذاری، بارانی از رحمت بر تو نخواهد بارید

احترام، پیش از واژه‌ها آمده است

پیش از آن‌که جهان غرب واژه‌هایی چون «ولنتاین» را بر زبان آورد، 

ایرانیان در روز سپندارمذگان، با لبخند، با گُل، با هدیه، 

به زنان‌شان می‌گفتند: 

تو گرامی‌ترین دلیل آرامش منی.

مردان، هدایایی کوچک ولی از سر مهر به همسر، مادر، خواهر یا دختر خود می‌دادند. 

و زنان، در آن روز، لباس نو می‌پوشیدند، دل‌آرام می‌خندیدند، 

و خانه، چون دل‌ها، روشن می‌شد.

سپندارمذگان؛ بازتاب حکمت در آیینه عشق

سپندارمذگان تنها یک جشن نیست، یک فلسفه است؛ 

پیامی از دل تاریخ که می‌گوید: 

زن، نه تکرارپذیر است، نه فراموش‌پذیر. 

در دنیایی که گاه حرمت‌ها گم می‌شود، 

بازخوانی این آیین، بیداری دل‌هاست.

ما یاد می‌گیریم از نیاکان‌مان که 

احترام به زن، احترام به زندگی‌ست.

هدیه‌ای به زن، ستایش زندگی‌ست

در جهان‌بینی باستانی ما، که در آن هر عنصر طبیعت معنایی ورای ماده داشت، هدیه دادن به زن، صرفاً یک رفتار نبود، بلکه آیینی بود برای ستایش هستی. چرا که زن، در نگاه ایرانیان باستان، نه‌تنها سرچشمه مهر، بلکه خود زندگی بود؛ پیکر خاک را اگر روحی بود، آن زن بود، و اگر عشقی در جهان جاری‌ست، از نگاه زن آغاز شده است.

در سپندارمذگان، که آینه‌ای‌ست از دل باورهای دیرینه، هدیه فقط شیئی نیست که میان دو دست رد و بدل شود؛
بلکه بیانی است از احترامی مقدس، زمزمه‌ای لطیف در گوش جان زن، که می‌گوید: تو فقط زیبا نیستی، تو دلیل زیبایی جهانی...

هدیه‌ای در این روز،
خواه گلی سرخ از دامن بهار،
خواه تابلویی زرین از شعری کهن،
چیزی فراتر از «داشتن» است؛
هدیه، تبلور «فهمیدن» است.

آنجا که مردی با دستانی لبریز احترام، تکه‌ای از نور را در قالب هدیه‌ای ناب به زنی تقدیم می‌کند، دارد بی‌کلام اعتراف می‌کند به عمق یک حقیقت:
"تو برای من، زمین را معنا می‌کنی.
چونان سپندارمذ، که خاک را مادرانه در آغوش می‌کشد."

هر هدیه در این روز، نامه‌ای بی‌امضاست از دل به دل.
نه نیازی به واژه دارد، نه به تکرار.
همان‌گونه که ماه برای شب نمی‌نویسد، فقط می‌تابد.
همان‌گونه که باران برای زمین نامه نمی‌فرستد، فقط می‌بارد.
و تو، در این خاموشی پُرمعنا، می‌فهمی که دوستت دارند؛
عمیق، بی‌مرز، و بی‌صدا.

در سپندارمذگان، هر هدیه‌ای که با عشق داده می‌شود،
قطره‌ای‌ست از دریای احترام به زن،
تجلی احساسی‌ست از هزار سال فرهنگ،
و بازتابی‌ست از این حقیقت طلایی:
زن، آغازگر مهر است و سزاوار هدیه‌هایی از جنس جاودانگی.

در همین روزِ باشکوه، مارک گلد همراه همیشگی لحظات خاص شماست؛ با مجموعه‌ای از تابلوهای شعر طلاکوب، زیورآلات هنری و اکسسوری‌هایی که از دل فرهنگ، عشق و زیبایی زاده شده‌اند.

برندی ایرانی که نه‌تنها به ریشه‌های اصیل این سرزمین وفادار است، بلکه با احترام به زنان ارزشمند و روح والای آن‌ها، آثاری را خلق کرده که به‌جای فریاد، با نجوا سخن می‌گویند. هر محصول، پیامی است از دل برای دل؛ از تابلوهایی که واژه‌ها را با طلا به تصویر می‌کشند، تا زیورآلاتی که ظرافت و معنا را در کنار هم به دست مخاطب می‌سپارند.

مارک گلد فقط هدیه نمی‌فروشد؛ روایت‌گر لحظه‌هایی است که می‌خواهید جاودانه شوند. هر قطعه از محصولات این مجموعه، با طراحی منحصربه‌فرد، بسته‌بندی شکیل و ارسال سریع به دست شما می‌رسد؛ آماده تا در لحظه‌ای به‌یادماندنی، درخشش عشق را به نمایش بگذارد.

و فراتر از همه، ضمانت بازخرید تا دو سال، اطمینانیست از جنس تعهد؛ تعهد به کیفیت، به هنر، و به ارزشی که برای انتخاب شما قائلیم.

در سپندارمذگان، بیایید عشق را نه در کلام، بلکه در اثر، در هنر، در احترام به زیبایی زنانه، و در یادگاری‌هایی که در قلب باقی می‌مانند، جشن بگیریم.امروز، فردا، همیشه...

امروز که در جهان مدرن، ارزش‌ها در هیاهو گم می‌شوند، 

بازگشت به آیین سپندارمذگان، 

یعنی ایستادن در برابر فراموشی. 

یعنی گفتنِ دوباره‌ی عشق با زبانی که 

از دل می‌آید، 

از تاریخ می‌آید، 

از ایران می‌آید...